+در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت23:16توسط من | |
یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقه ی چاهیدر انتهای خود به قلب زمین می رسدو باز می شود به سوی این مهربانی مکرر آبی رنگیک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریمسرشار می کند.و می شود از آنجا خورشید به غربت گلهای شمعدانی مهمان کردیک پنجره برای من کافیست.